حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

312

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

اسلام بر وحدت ، يكى از عوامل اصلى بود كه توسعه شگفت‌انگيز امپراطورى اسلامى را تضمين و نيرومندى و اتحاد آن را در طى قرون متمادى حفظ نمود . و چون روح كمال اخلاقى در اسلام رو به ضعف گراييد ، كشمكش‌هاى قومى فائق آمد و اين ، به زيان سلطهء اسلام تمام گرديد . پس از اين ، مملكت اسلامى تجزيه شد و دشمنان اسلام پيروز گرديدند . » و ما مىگوييم : علت اصلى گمراهى پژوهشگران جديد اعم از اينكه صادق باشند يا غير صادق ، و ما را با افراد غير صادق آنان كارى نيست - و چه بسيار هستند - و تنها طرف سخن ما افراد صادق و در رأس آنان استاد سماك است ، آرى علت اصلى گمراهى آنان اين است كه آنها در آنچه امروزه مىنويسند به كتابهايى كه در دوران تاريك و با قلمها و عقول و قلوب تاريك نگاشته شده‌اند ، به مثابه منبعى مسلم و قطعى مراجعه مىكنند و نظرياتشان را برمبناى اين كتابها بنا مىنهند و مطالبشان را از اين منشأ بيان مىكنند . من قصد ندارم با قسمت آغازين كلام استاد سماك مناقشه كنم بلكه مناقشه من با كلام آخرين اوست ؛ آنجا كه مىگويد : « پس از اين امپراطورى اسلامى تجزيه شد و دشمنان اسلام پيروز گرديدند . » چه كسى تجزيهء امپراطورى اسلامى را آغاز كرد ؟ كسى كه تجزيهء امپراطورى اسلامى را شروع كرد و پايه اين تجزيه را در طى قرون متمادى بنا نهاد ، والى دمشق بود كه تمردش را بر حكومت شرعى و قانونى و جدايىاش را از آن اعلام نمود و سپس اقدام به كارى كرد كه « مالك بن نبى » آن را كودتا عليه قوانين و احكام اسلامى كه حكومت اسلامى در آن دوره نمايندهء و مجرى آنها بود ، ناميده است . اين فرد احكام شرعى را الغاء و به‌جاى آن‌ها و به ميل فردى